مهدی دانشمند، از روحانیون و واعظان پرحاشیه، در روایتی طنزآمیز بیان کرد که در سفر خود به شیراز، هنگام تفأل به دیوان حافظ، با غزلی مواجه شده که به نظر او پاسخی مستقیم به شخصیت و عملکرد خود او بوده است. وی این تجربه را اینگونه توصیف کرد که حافظ آبروی او را برده است. غزل مورد نظر با ابیاتی مشهور آغاز میشود که واعظان را به ریاکاری و عدم پایبندی به گفتارشان در خلوت متهم میکند. این غزل به صراحت به تناقض میان ظاهر و باطن برخی مبلغان دینی اشاره دارد و سوال میکند که چرا کسانی که دیگران را به توبه دعوت میکنند، خود کمتر به آن پایبند هستند. حافظ در ادامه نیز با اشاره به فریب و دورویی، این پرسش را مطرح میکند که اگر اعتقاد به روز قیامت وجود دارد، چرا این رذایل اخلاقی رواج دارد. این شعر، با گذشت هفت قرن، همچنان به عنوان یکی از پرارجاعترین اشعار حافظ در نقد ریاکاری و دوگانگی در جامعه مطرح است و روایتی از تجربه شخصی دانشمند با این غزل، بر اهمیت و همیشگی بودن پیام آن میافزاید.
🤖این خلاصه با هوش مصنوعی تهیه شده